کد خبر: 4326478
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۰
مدرس حوزه علمیه خواهران سمنان:

عقلانیت، خودآگاهی و مسئولیت‌پذیری از ارکان اصلی تربیت علوی است

مریم طنانی گفت: الگوی تربیتی امام علی(ع) پیش از آنکه بر تغییر رفتار ظاهری متمرکز باشد، بر پرورش انسان آگاه تأکید دارد. امیرالمؤمنین(ع) معتقد بودند اصلاح پایدار از درون آغاز می‌شود؛ به همین دلیل، عقلانیت، خودآگاهی و مسئولیت‌پذیری از ارکان اصلی تربیت علوی است.

حضرت علی (ع)

سیره حضرت علی(ع) مملو از معارف الهی است که می‌تواند به‌عنوان سرلوحه‌ای مناسب، در زندگی بشری به‌کار گرفته شود و چراغ راه هدایت انسان‌ها باشد. زندگی امام سراسر نور و عبرت است و می‌تواند در کنار قرآن و دیگر منابع گرانقدر دینی، راهنمای طریق حق و حقیقت باشد.

سیره امام درآمیخته با عدالت و ایستادگی در راه دین و تقوای الهی است؛ یعنی اوست کوه استواری که دشمنان خدا در برخورد با او به عقب رانده می‌شوند و دین خدا با او قوت و نیرو می‌گیرد. در این راستا خبرنگار ایکنا از سمنان با مریم طنانی، مدرس حوزه علمیه خواهران سمنان گفت‌وگویی داشته است که در ادامه می‌خوانیم؛

 ایکناـ حضرت علی(ع) در عین حال که اسوه شجاعت و فرماندهی در میدان نبرد بودند، نماد عرفان و زهد در عبادت نیز محسوب می‌شوند، چگونه می‌توان این توازن بی‌نظیر بین سیاستمدار مقتدر و عارف را در سیره ایشان تحلیل کرد و این دو بُعد چه نقشی در هدایت جامعه داشتند؟

برای درک این توازن بی‌نظیر، باید ابتدا به جهان‌بینی امام علی(ع) توجه کنیم. در نگاه ایشان، سیاست و عرفان دو مسیر جدا از هم نیستند، بلکه هر دو جلوه‌ای از عبودیت الهی‌اند. سیاست در نظر امام علی(ع) نه ابزاری برای قدرت‌طلبی، بلکه مسئولیتی الهی برای اقامه عدالت و صیانت از حقوق مردم بود، و عرفان نیز نه کناره‌گیری از جامعه، بلکه حضور آگاهانه و مسئولانه در متن اجتماع معنا می‌شد.

به همین دلیل، در میدان نبرد، امام علی(ع) فرمانده‌ای شجاع و مقتدر بود و در عرصه حکومت، حاکمی عدالت‌محور و بی‌تسامح با فساد؛ اما در خلوت شب، عارفی فروتن در برابر خداوند بود. عرفان امام، ضامن سلامت سیاست او بود و سیاست امام، عرصه بروز عرفان عملی او.

نمونه عینی این پیوند را می‌توان در نامه معروف به مالک اشتر مشاهده کرد، جایی‌که امام علی(ع) توصیه می‌کنند حاکم نه تنها باید عدالت برقرار کند، بلکه نیتش پاک و رفتار اخلاقی باشد. این رویکرد موجب شد حکومت علوی دارای مشروعیت اخلاقی و معنوی باشد؛ یعنی مردم نه صرفاً از اقتدار حاکمیت، بلکه از پاکی نیت و صداقت حاکم تأثیر می‌گرفتند.

در نتیجه، جامعه‌ای شکل می‌گیرد که هم نظم و اقتدار دارد و هم معنویت و عدالت، بی‌آنکه یکی فدای دیگری شود. این همان الگویی است که نشان می‌دهد قدرت و معنویت در سیره امام علی(ع) مکمل یکدیگرند و هدایت جامعه از دل این پیوند حاصل می‌شود.

ایکناـ با توجه به نقش امام علی(ع) به‌عنوان مربی نسل اول مسلمان به‌ویژه در دوره پس از رحلت پیامبر(ص) و در زمان خلافت، الگوی تربیتی ایشان برای جوانان امروز که درگیر سبک‌های زندگی متفاوت هستند، چه ویژگی‌های کلیدی دارد؟

الگوی تربیتی امام علی(ع) پیش از آنکه بر تغییر رفتار ظاهری متمرکز باشد، بر پرورش انسان آگاه تأکید دارد. ایشان معتقد بودند اصلاح پایدار از درون آغاز می‌شود؛ به همین دلیل، عقلانیت، خودآگاهی و مسئولیت‌پذیری از ارکان اصلی تربیت علوی است.

برای جوان امروز که در معرض تنوع سبک‌های زندگی، تردیدهای هویتی و فشارهای اجتماعی قرار دارد، این الگو چند ویژگی برجسته دارد: نخست، دعوت به تفکر و انتخاب آگاهانه، نه تقلید کورکورانه. امام علی(ع) همواره جوانان را به اندیشیدن، پرسشگری و شناخت جایگاه خود در زندگی فرا می‌خواند.

دوم، پیوند میان معنویت و زندگی واقعی است. در تربیت علوی، دینداری به معنای فاصله گرفتن از دنیا نیست، بلکه به معنای درست زیستن در متن زندگی است؛ همراه با کار، مسئولیت اجتماعی و اخلاق.

و سوم، کرامت انسانی و اعتماد به ظرفیت جوانان است. امام علی(ع) با جوانان با نگاه تحقیر یا کنترل صرف برخورد نمی‌کرد، بلکه آنها را سرمایه جامعه می‌دانست و با خطاب‌های عقلانی و محبت‌آمیز، زمینه رشدشان را فراهم می‌ساخت.

در مجموع، الگوی تربیتی امام علی(ع) برای جوان امروز الگویی است که هویت می‌سازد، قدرت انتخاب می‌دهد و انسان را به تعادلی میان ایمان، عقل و عمل اجتماعی می‌رساند؛ تعادلی که همچنان راهگشای جوامع معاصر است.

ایکناـ در نهج‌البلاغه، حکمت‌های فراوانی وجود دارد. از دیدگاه شما، مهمترین دستاوردی که امام علی(ع) در زمینه تثبیت مبانی فکری و کلامی در دوران فترت صدر اسلام به‌جای گذاشتند، چه بود؟

برجسته‌ترین نقش امام علی(ع) در این مقطع تاریخی، مدیریت آگاهانه تفسیر دین در جامعه اسلامی بود. پس از رحلت پیامبر(ص)، مسئله اصلی صرفاً اختلاف سیاسی نبود، بلکه نوعی سرگردانی فکری در فهم مفاهیم بنیادین دین شکل گرفته بود؛ مفاهیمی که اگر بدون چارچوب روشن رها می‌شدند، می‌توانستند به انحراف‌های عمیق اعتقادی منجر شوند.

امام علی(ع) در نهج‌البلاغه، دین را از سطح روایت‌های ساده و کارکردهای احساسی فراتر بردند و آن را به قلمرو اندیشه منظم و مسئولانه وارد کرد. ایشان با تبیین دقیق نسبت میان خدا، انسان و جامعه، نشان دادند که ایمان نه امری ایستا، بلکه فرآیندی آگاهانه و همراه با تعهد اخلاقی است. در این نگاه، عقل نقشی حاشیه‌ای ندارد، بلکه ابزار اصلی فهم و صیانت از ایمان است.

اهمیت این رویکرد در آن است که امام علی(ع) بدون ورود به جدل‌های صرفاً کلامی، زبان اندیشه دینی را سامان دادند؛ زبانی که هم قدرت پاسخگویی داشت و هم از فروکاست دین به ابزار قدرت یا عادت اجتماعی جلوگیری می‌کرد. به همین دلیل، نهج‌البلاغه را می‌توان محور شکل‌گیری هویت فکری اسلام دانست؛ هویتی که توانست از تلاطم‌های فکری آن دوران عبور کند و برای نسل‌های بعد، مبنای تفکر دینی باقی بماند.

 

انتهای پیام
خبرنگار:
اعظم نظری
captcha