فاطمه حاجی محمدی با تأکید بر اینکه حوادث تلخ جهان امروز نظیر پرونده فسادهای اخلاقی غرب، نسلکشی در غزه و شهادت کودکان نمادهایی از جاهلیت نوین هستند، گفت: در عصر شتابزدگی، دوقطبیسازی و بحران اعتماد، بازگشت همهجانبه به سیره اخلاقی، مدیریتی، خانوادگی و تربیتی پیامبر اکرم(ص) تنها راه احیای سرمایه اجتماعی، کرامت انسانی و زیست شرافتمندانه در جامعه است.
سیره و سنت پیامبر اعظم، حضرت محمد مصطفی (ص)، فراتر از یک واقعه تاریخی، منظومهای جامع، زنده و تمدنساز برای هدایت و کرامت انسان در تمام اعصار است. پیامبری که نقطه پیوند وحی و زیست اجتماعی بشر شد و با تلفیق بیبدیل «اخلاق، خردورزی، عدالت و رحمت»، الگویی جاودانه از زیست مؤمنانه و اداره جامعه را ترسیم کرد. خبرنگار ایکنا از سمنان در این خصوص با فاطمه حاجی محمدی، مدرس مدرسه علمیه امام جعفر صادق گفت و گویی انجام داده که در ادامه می خوانیم:
از مهمترین ویژگیهایی اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و آله که جامعه امروز به آن نیاز حیاتی دارد، میتوان به مواردی به عنوان نمونه اشاره کرد: راستگویی و امانتداری امروز بزرگترین معضل ما «عادیسازی دروغ» در مناسبات روزمره، اقتصادی و حتی سیاسی است. پیامبر پیش از نبوت به «امین» شهره بود. نیاز امروز، احیای شفافیت و وفای به عهد است؛ یعنی همانگونه که با مردم صادقانه سخن میگوییم، در عمل نیز پای قول خود بایستیم امروز جامعه ما در فضای تبلیغات و رسانه، با بحران «قول بیعمل» و «شعار بیپشتوانه» دستوپنجه نرم میکند. همانگونه که پیامبر در پیمان «حلفالفضول» یا پسدادن بدهیِ سهدرهمی خود در آستانهٔ مرگ، وفای به عهد را نهادینه کرد، امروز نیز نیاز داریم که صداقت را از حیطهٔ اخلاق فردی به عرصهٔ سیاست، اقتصاد و رسانه بکشانیم تا سرمایهٔ اجتماعی ازدسترفته بازگردد. اگر پیامبر از مهربانی، گذشت و عفو صحبت می کرد، خودش الگوی کامل چنین رفتاری بود. چون اسلام دین مهرورزی است.در سایهٔ همین مهربانی بود که قبایل جنگزدهٔ عرب، زیر پرچم برادری گرد آمدند و جامعهای ساختند که در آن، امنیت، سایهافکن دلها شد و آرامش، مهمان خانهها. در همین مسیر، رهبر شهید ما، با نگاهی فراتر از مرزها، به جوانان اروپا و آمریکای شمالی نوشت و از آنان خواست که تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام، بر پایهٔ شناخت و ژرفبینی، بنا کنند و فرمودند من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرفبینی و استفاده از تجربههای ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پیریزی کنید. در این صورت، در آیندهای نهچندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالودهای استوار کردهاید، سایه اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آیندهای روشن را بر صفحه گیتی میتاباند. افراط در دینداری و افراط در دنیاگرایی، هر دو آفت امروزند.
پاسخ این پرسش، کلید فهم مدیریت نبوی است. این سه صفت در سیره، بهجای تضاد، مکمل یکدیگرند و هرکدام جایگاه خاص خود را دارند: عدالت، در نظام نبوی بهعنوان قاعدهٔ ثابت و تغییرناپذیر خط قرمز، اساس بود، نه یک گزینه. در جایی که حقالناس، حدود الهی یا ظلم سازمانیافته مطرح بود، حتی رحمت شخصی هم مانع اجرای عدالت نمیشد. این یعنی در ساختار حقوقی و قضایی، عدالت بر هر رابطهٔ عاطفی و مکنت اجتماعی مقدم است. ایشان در برخورد با خطاهای سهوی، نادانیها و ضعفهای فردی، چشمپوشی و مدارا میکرد. در فتح مکه، با آن که ۲۰ سال آزار دیده بودند، فرمودند: امروز روز مرحمت و بخشش است. رحمت در اینجا، ابزاری برای جذب دلها و اصلاح فرهنگی بود. وقتی بحث «کیان جامعه» و «امنیت ملی» به میان میآمد جنگ، توطئهٔ دشمن، یا فساد ساختاری که نظام را تهدید میکرد، ایشان چهرهای کاملاً قاطع و غیرقابلتعامل داشتند. در جنگها، با وجود دوست داشتن صلح، در دفاع از مدینه لحظهای تردید نمیکردند.در اجرای حدود الهی که امنیت عمومی را تضمین میکرد، هرگز شفاعتپذیر نبودند اما رازِ تعادل در این بود که پیامبر این سه را نه به نسبت مساوی بلکه با سنجش پیامدهای آن به کار می گرفتند اگر خطا، شخصی و غیرعمدی بود رحمت غالب میشد، اگر خطا، ناشی از فقر یا جهلِ ساختاری بود ابتدا رحمت اصلاحی و سپس عدالت و اگر خطا، ظلم عمدی به دیگران یا تهدیدِ نظامِ اسلامی بود قاطعیت بیامان و سپس عدالتِ محض.
امروزه با گسترش چالش هایی همچون گسست عاطفی میان اعضای خانواده افزایش طلاق و کاهش تعامل سالم در محیط خانواده، سیره پیامبر اکرم در محیط خانواده، گنجینهای از الگوهای عملی برای ایجاد آرامش و تحکیم روابط است. مهمترین این الگوها را میتوان در چند محور زیر خلاصه کرد: مشارکت فعال و فروتنی در خانه ، پیامبر با وجود جایگاه والای خود، در کارهای خانه یاری میرساندند؛ لباس خود را وصله میزدند، کفش را تعمیر میکردند و در خدمت خانواده بودند. این رفتار، الگویی برای زدودن تکبر و ایجاد فضایی سرشار از محبت و همکاری است. احترام عمیق و ابراز محبت؛ ایشان در برخورد با همسران و فرزندان، نهایت احترام را به کار میگرفتند. برای نمونه، وقتی دخترشان حضرت فاطمه (س) وارد میشدند، به پا میخواستند، دست او را میبوسیدند و در جای خود مینشاندند. در روایتی می فرمایند : مؤمن ترین مردم خوش اخلاق ترین آنها و مهربان ترینشان به خانواده اش است و مهربان ترین شما با خانواده اش من هستم. آن حضرت حتی با وفاداری به دوستان قدیمی همسرشان حضرت خدیجه، عمق محبت خود را نشان میدادند. چنین رفتار ساده ای چنان اجر والایی نزد خدای متعال دارد که رحمت و نظر خدای متعال را جلب میکند.متأسفانه امروزه با گسترش بیرویه فضای مجازی و فناوریهای ارتباطی، گفتوگوی چهرهبهچهره در خانوادهها به حداقل رسیده است. بسیاری از خانوادهها از حالت تبادل نظر، همدلی و حل مسائل، صرفاً به زندگی زیر یک سقف بدون ارتباط عمیق تبدیل شدهاند؛ در حالی که گفتوگوی مؤثر، یکی از سادهترین و در عین حال مؤثرترین ابزارهای تحکیم پیوندهای خانوادگی است.
رویکرد پیامبر (ص) با جوانان، سرشار از اعتماد، مشارکت و پذیرشِ خطا بود. ایشان جوانان را نه نسل فردا که شریکِ امروز جامعه میدیدند که مهمترین اصول این رویکرد سپردن مسئولیتهای واقعی نه تشریفاتی مانند سپردن جنگ به اسامه بن زید در ۱۸ سالگی، این یعنی اعتماد به توانمندیِ جوان، بزرگترین محرکِ رشد اوست. امروز ما جوانان را به صبوری برای آینده دعوت میکنیم، درحالی که سیره آنان را به فعل امروز فرا میخواند. مدارا با اشتباهاتِ جوانانه، پذیرشِ سلیقه و هیجانِ جوانانه، در سفرها، جوانان را به مسابقهٔ اسبدوانی تشویق میکردند و خود نیز گاهی با آنان میدویدند. حتی در مسجد، صدای شادیِ کودکان و نوجوانان را تحمل میکردند و نمیگفتند آرام باشید. با جوانان دربارهٔ مسائل شخصی و اجتماعی مشورت میکردند. برای نسل امروز ایران که با بحران هویت و بیاعتمادی به بزرگترها روبهروست، درس سیره این است که گوش شنوایی در مقابل جوانان داشته باشیم به او فرصتِ تجربه بدهیم و با او به زبانِ محبت سخن بگوییم تا او احساس کند بخشی از راه حل» است، نه منشأ مشکل.
تحقق «رحمةً للعالمین» در دنیای امروز، یعنی خارج کردن رحمت از دایرهٔ شعار و وارد کردن آن به «سیستمِ روابط و ساختارها». این مفهوم، با مهربانیِ احساسیِ صرف تفاوت دارد؛ رحمتِ نبوی یک «برنامهٔ راهبردی» برای آبادانی جهان است. برای تحقق آن در دو سطح فردی و اجتماعی، قابل بررسی است: در سطح فردی میتوان به رحمت در کلام کنترلِ زبان اشاره کرد امروز بزرگترین آفت، فحاشیِ مجازی و تحقیر آنلاین است. عمل به رحمت یعنی حتی در اوج نقد، واژهای که کرامت طرف را بشکند، بر زبان نیاوریم. پیامبر فرمودند: رحِمَ اللهُ عبداً قال خیراً فغنم، أو سکت فسلم» خدا رحمت کند کسی را که خوب سخن گوید و بهره برد، یا خاموش ماند و سالم ماند. از مورد دیگر رحمت، رحمت در مواجهه با خطا است همانگونه که با اعرابیِ جاهل در مسجد مدارا کرد، ما نیز با همسر، فرزند یا همکارِ خطاکار، به جای برچسبزنی، فرصتِ بازگشت بدهیم. این یعنی «رحمتِ اصلاحی» که سختترین کارهاست.رحمت اخلاقی در فضای مجازی طراحی شبکههای اجتماعیِ مبتنی بر «همدلی و وحدت» تولید محتوایی که «امید» بدهد، نه یأس. دشوارترین بخش، تحقق رحمت در برابرِ «ظالم» و «مفسد» است. سیره میگوید: در برابرِ ظلم، قاطعیت باید داشت و این خود مصداقِ رحمت است؛ چون رحمت به مظلوم، یعنی گرفتنِ دستِ ظالم از او. بنابراین «رحمةً للعالمین» به معنای «بیتفاوتیِ » نیست، بلکه یعنی «در سیاست، قاطع؛ در برخوردِ شخصی، مهربان؛ و در قانون، عادل است.
انتهای پیام